فوتبال را علاوه بر این دو مورد مهم و تأثیرگذار موارد دیگری هم جذاب میکند. از جمله این موارد میتوان به جاذبههای بصری این رشته اشاره کرد. جاذبههایی که باعث میشود حتی کسانی که علاقهای به فوتبال هم ندارند برای لحظاتی جلوی تلویزیون میخکوب شوند و زبان به تحسین باز کنند.
نگاهی به سطح اول فوتبال دنیا کافی است که به اهمیت این موضوع پی ببریم. امروز در فوتبال دنیا شاهد رقابت سخت شرکتهای تبلیغاتی و تولیدکنندگان لوازم ورزشی هستیم. طراحی لباسهای چشمنواز با استفاده از رنگهای مناسب و متنوع برای تیمها، تبلیغات محیطی جذاب در داخل و خارج زمین فوتبال در کنار تصویربرداریهای درست و استفاده از آخرین تکنولوژیها برای افزایش جاذبههای بصری فوتبال از جمله مواردی است که فوتبال حرفهای جهان با اهمیت دادن به آنها در کنار هنرنماییهای ستارگان مستطیل سبز سعی در جذب مخاطب بیشتر دارد.
حالا این تلاش گسترده را برای بهتر دیدهشدن در کنار شرایط فوتبال ایران بگذارید تا متوجه شوید که چرا سالهاست عنوان میشود، فوتبال ایران فقط اسمش حرفهای شده و فرسنگها با فوتبال حرفهای سطح اول جهان فاصله دارد. به قول معروف میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.
برای شروع بهتر است از طراحی لباس تیمهای باشگاهی و حتی ملی شروع کنیم. در این مورد قانون کپیرایت که اصلاً وجود ندارد و بسیاری از طرحها و لباسها به اسم تولیدات خارجی در کارگاههای مراکز تولید البسه ورزشی تولید میشود؛ لباسهایی بیکیفیت که اصلاً حرفی از آنها به میان نیاید بهتر است، اما از اینها که بگذریم باید به طراحی لباس تیمها توجه کنیم که کوچکترین فکری روی آن نمیشود. سؤال اینجاست آیا اصلاً طراحی وجود دارد؟
سالهاست که یک شرکت خارجی لباسهای تیمهای باشگاهی ایران را تولید میکند، اما نبود یک شخص در باشگاهها که پیگیر امور اینچنینی تیمها باشد، باعث شده تا این شرکت بدون کوچکترین زحمتی یک طرح را در رنگهای مختلف سالها به تیمهای ایرانی بفروشد. طرحی خستهکننده با رنگهای یکدست به گونهای که برخلاف فوتبال اروپا وقتی به تماشای فوتبال ایران مینشینی از دیدن رنگهای مرده و بدون شادابی دچار افسردگی میشوید. مثلاً سالهاست که تماشاگر فوتبال ایران عادت کرده تا تیمها را در قالب رنگهای یکدست ببیند. یعنی پیراهن، شورت و جوراب ورزشی تیمها همه یکرنگ است. یا قرمز، آبی، سبز یا مشکی، یعنی تماشاگر همیشه در یک بازی به جز دو رنگ تکراری چیز دیگری نمیبیند. در حالی که در فوتبال اروپا اصلاً چنین چیزی نیست و تعصب رنگی یک مورد مسخره محسوب میشود. به عنوان مثال میتوان برخی تیمهای بزرگ را دید که پیراهن اصلیشان قرمز و پیراهن دومشان آبی است؛ و حالا تصور کنید یک شرکت پیدا شود به یکی از باشگاههای ایرانی چنین طرحی را پیشنهاد دهد. به طور حتم نفی خواهد شد. اینگونه است که سالها پیراهنهای باشگاهی ایران هیچ جذابیتی حتی برای طرفداران پر و پا قرص تیمها هم ندارد.
از لباس و مثنوی صد من کاغذ آن که بگذریم باید به تبلیغات محیطی اطراف زمین اشاره کنیم. ناگفته پیداست کوچکترین پیشرفتی درخصوص آن داشتهایم. ورزشگاههای ایران با توجه به بهره بردن از پیست تارتان و فاصلهای که میان زمین و جایگاه تماشاگران وجود دارد، بهترین امکان برای استفاده از تبلیغات متنوع محیطی برای شادابشدن جلوههای بصری یک بازی فوتبال چه برای تماشاگران حاضر در ورزشگاه و چه برای بینندگان تلویزیونی. ذکر این نکته لازم است که در بسیاری از ورزشگاههای اروپا سکوهای تماشاگران به زمین مسابقه چسبیده است، اما با این وجود آنها با نهایت دقت بهترین تبلیغات را انجام میدهند.
البته چند سالی میشود که برخی تبلیغات در ورزشگاههای دیده میشود، اما نحوه پخش این تبلیغات در کنار تبلیغات تصویری چنان فاجعهبار است که نه تنها کمکی به افزایش جاذبه بصری مسابقات نمیکند که از آن نیز میکاهد.
تصویربرداری و پخش تلویزیونی مسابقات هم موردی است که تأثیر بسزایی در جذابیتهای بصری فوتبال دارد. از این بابت باید اذعان کنیم که با مشکلات عدیدهای روبهرو هستیم. مقایسه پخش مسابقات فوتبال اروپا با آخرین سیستمهای تصویربرداری با پخش مسابقات داخلی این مهم را ثابت میکند. تفاوتهای فوتبالی که حتی رنگبندی، تبلیغات و تصویربرداری آن جدای از هنرنماییهای تکنیکی و تاکتیکی باعث میخکوبشدن علاقهمند به فوتبال میشود با فوتبالی که ۹۰ دقیقه تماشاگر و بیننده خود را چه به لخاظ فنی و فوتبالی و چه از دیدگاه بصری زجر میدهد.
شاخصههای یک فوتبال حرفهای زیاد است و آنچه عنوان شد تنها نمونههایی از فاکتورهایی است که میتواند یک مسابقه فوتبال را برای تماشاگران آن جذاب کند، اما نکته اصلی اینجاست که فوتبال ایران با وجود سه دهه ادعای حرفهای شدن حتی از داشتن بدیهیترین آنها محروم است. علت اصلی این ماجرا را باید در سوءمدیریت و سیستم مدیریت اشتباه فوتبال در تمامی این سالها جستوجو کرد. سیستمی که هیچ گاه نتوانسته فوتبال را رو به جلو ببرد و در نهایت به کسب نتایج مقطعی دلخوش بوده است. چنین مدیریتی حتی از لحاظ فنی هم به فوتبال ایران ضربه زده است، چه رسد به اینکه بخواهد برای جذابیتهای بصری آن برنامه داشته باشد.